حضرت علی علیه السلام می فرمایند: « همه كارهاى نیك و جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منكر بیش از قطره اى [آب دهانى] در برابر دریاى خروشان نیست. » (نهج البلاغه ، ح 366، ص 921)

  

امر به معروف و نهی ازمنکر ضربان قلب تپنده امت اسلام

الذین إن مکناهم فی الأرض أقاموا الصلوه و آتوا الزکوه و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر
و باب امر به معروف و نهى از منكر از وجهه رحمت رحیمیه است. پس، بر آمر به معروف و ناهى از منكر لازم است كه به قلب خود از رحمت رحیمیه بچشاند، و نظرش در امر و نهى خودنمایى و خودفروشى و تحمیل امر و نهى خود نباشد؛ زیرا كه اگر با این نظر مشى كند، منظور از امر به معروف و نهى از منكر، كه حصول سعادت عباد و اجراى احكام اللَّه در بلاد است، حاصل نشود.

و باب امر به معروف و نهى از منكر از وجهه رحمت رحیمیه است. پس، بر آمر به معروف و ناهى از منكر لازم است كه به قلب خود از رحمت رحیمیه بچشاند، و نظرش در امر و نهى خودنمایى و خودفروشى و تحمیل امر و نهى خود نباشد؛ زیرا كه اگر با این نظر مشى كند، منظور از امر به معروف و نهى از منكر، كه حصول سعادت عباد و اجراى احكام اللَّه در بلاد است، حاصل نشود. بلكه گاه شود كه از امر به معروفِ انسان جاهل نتیجه معكوسه حاصل شود، و چندین منكر سربار شود براى یك امر و نهى جاهلانه كه از روى خواهش نفسانى و تصرّف شیطانى واقع شود. و اما اگر حسّ رحمت و شفقت و حق نوعیت و اخوتْ انسان را به ارشاد جاهلان و بیدار كردن غافلان وادار كند، كیفیت بیان و ارشاد كه از ترشّحات قلبِ رحیمانه است طورى شود كه قهراً تأثیر در موادّ لایقه بسزا كند و قلوب صلبه سخت را نیز از آن استكبار و استنكار فرو نشاند. افسوس كه ما از قرآن تعلم نمى‏گیریم و به این كتاب كریم الهى نظر تدبّر و تعلّم نداریم و استفاده ما از این ذكر حكیم كم و ناچیز است. اكنون تفكر در آیه شریفه اذْهَبا الى‏ فِرعَوْنَ انَّهُ طَغى‏ فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَیناً لَعَلَّهُ یتَذَكَّرُ اوْ یخْشى‏ راههایى از معرفت و درهایى از امید و رجاء به قلب انسان مفتوح كند:

فرعون كه طغیانش به جایى رسید كه انَا رَبُّكُم الْاعْلى‏  گفت، و علوّ و فسادش به پایه‏اى قرار گرفت كه یذَبِّحُ ابْناءَهُم و یسْتَحْیی نِساءَهُم  درباره او نازل شد، و به مجرد خوابى كه دید و كهَنه و سَحَره به او خبر دادند كه موسى بن عمران علیه السلام خواهد طلوع كرد زنها را از مردها جدا كرد و بچه‏هاى بى‏گناه را ذبح نمود و آن همه فساد كرد، خداوند رحمن به رحمت رحیمیه خود در جمیع زمین نظر فرمود و متواضعترین و كاملترین نوع بشر، یعنى نبىّ عظیم الشّأن و رسول عالى مقام مكرّمى مثل موسى بن عمران على نبینا و آله و علیه السلام، را انتخاب فرمود و با دست تربیت خود تعلیم و تربیت كرد او را؛ چنانچه فرماید: وَ لمّا بَلَغَ اشُدَّهُ و اسْتَوى‏ آتَیناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذلِكَ نَجْزىِ الْمُحْسِنین. و پشت او را قوى فرمود به برادر بزرگوارى مثل هارون علیه السلام؛ و این دو بزرگوار را، كه گل سرسبد عالم انسانیت بودند، خداى تعالى انتخاب فرمود؛ چنانچه فرماید: وَ انَا اخْتَرْتُكَ. و فرماید: وَ لِتُصْنَعَ عَلى‏ عَینی. و فرماید: وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسى اذْهَبْ انْتَ وَ اخُوكَ بِآیاتی وَ لا تَنِیا فی ذِكری. و دیگر آیات شریفه كه در این موضوع وارد شده كه از حوصله بیان خارج است و قلب عارف را از آن نصیبى است كه گفتنى نیست؛ خصوصاً از این دو كلمه شریفه وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَینی و اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسی. تو نیز اگر چشم دل باز كنى، یك نغمه روحانى لطیفى مى‏شنوى كه جمیع مسامع قلبت و شراشر وجودت از سرّ توحید پر شود.

بالجمله، با همه تشریفاتْ خداى تعالى این همه تهیه را دید و موسى كلیم را ورزید به ورزشهاى روحانى؛ چنانچه فرماید: وَ فَتَنَّاكَ فُتُوناً. و سالها در خدمت شعیب پیر، مرد راه هدایت و ورزیده عالم انسانیت، او را فرستاد؛ چنانچه فرماید: فَلَبِثْتَ سِنینَ فی اهْلِ مَدْینَ ثُمَّ جِئْتَ عَلى قَدَرٍ یا موسى. و پس از آن، براى اختبار و افتتان بالاترى، او را در بیابان در طریق شام فرستاد، و راه او را گم كرد، و باران بر او فرو ریخت، و تاریكى را بر او چیره فرمود، و درد زائیدن را بر زنش عارض فرمود؛ و چون جمیع درهاى طبیعت به روى او بسته شد و قلب شریفش از كثرات منضجر شد و به جبلّت فطرت صافیه منقطع به حق شد و سفر روحانى الهى در این بیابان ظلمانى بى‏پایان به آخر رسید، آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً الى أن قال: فَلَمّا اتیها نُودِىَ مِنْ شاطِئ الوادِ الْایمَن فِی البُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ انْ یا مُوسى‏ انّى انَا اللَّه رَبُّ الْعالَمین. پس از این همه امتحانات و تربیتهاى روحانى، براى چه خداى تعالى او را تهیه كرد؟ براى دعوت و هدایت و ارشاد و نجات دادن یك نفر بنده طاغى یاغى كه كوس انَا رَبُّكُمُ الْاعْلى‏ مى‏كوفت، و آن همه فساد در ارض مى‏كرد. ممكن بود خداى تعالى او را به صاعقه غضب بسوزاند، ولى رحمت رحیمیه براى او دو پیغمبر بزرگ مى‏فرستد، و در عین حال سفارش او را مى‏فرماید كه با او با كلام نرم لین گفتگو كنید؛ باشد كه به یاد خدا افتد و از كردار خود و عاقبت امر بترسد. این دستور امر به معروف و نهى از منكر است. این كیفیت ارشاد مثل فرعون طاغوت است. اكنون تو نیز كه مى‏خواهى امر به معروف و نهى از منكر كنى و خلق خدا را ارشاد كنى، از این آیات شریفه الهیه، كه براى تذكّر و تعلّم فرو فرستاده شده، متذكّر شو و تعلم گیر- با قلب پر از محبّت و دل با عاطفه با بندگان خداوند ملاقات كن و خیر آنها را از صمیم قلب طالب شو. و چون قلب خود را رحمانى و رحیمى یافتى، به امر و نهى و ارشاد قیام كن تا دلهاى سخت را برق عاطفه قلبت نرم كند و آهن قلوبْ به موعظت آمیخته با آتش محبتت لین گردد.

و این وادى غیر از وادى بغض فى اللَّه و حبّ فى اللَّه است كه انسان باید با اعداء دین عداوت داشته باشد؛ چنانچه در روایات شریفه و قرآن كریم وارد است. و آن در جاى خود صحیح و این نیز در جاى خود صحیح است. و اكنون مجال بیان آن نیست.(آداب الصلوة امام خمینی(ره)صص40-237)


  طبقه بندی: سخنان امام خمینی رحمه الله ،  ماهیت امر به معروف ، 





Powered by WebGozar