تبلیغات
امر به معروف و نهی ازمنکر ضربان قلب تپنده امت اسلام - خطبه امر به معروف و نهی از منکر امام حسین (علیه‌السلام)

  

حضرت علی علیه السلام می فرمایند: « همه كارهاى نیك و جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منكر بیش از قطره اى [آب دهانى] در برابر دریاى خروشان نیست. » (نهج البلاغه ، ح 366، ص 921)

  

امر به معروف و نهی ازمنکر ضربان قلب تپنده امت اسلام

الذین إن مکناهم فی الأرض أقاموا الصلوه و آتوا الزکوه و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر

زمانی که امام حسین (علیه‌السلام) به ایراد خطبه خود پرداختند شخصیت‌های برجسته و دارای نفوذ حضور داشته‌اند؛ مانند زنان و مردانی از بنی‌هاشم که در حدود 200 نفر از صحابیان پیامبر و در حدود 800 نفر از تابعان بودند.

این خطبه را سلیم بن قیس هلالی که اهل کوفه و از تابعین است در کتاب خود آورده است. ایشان از اصحاب خاص امیرالمومنین (علیه‌السلام) بوده و زمان امامت امام محمد باقر (علیه‌السلام) را هم درک نموده است. وی در سال 90 هجری قمری وفات یافت. این خطبه در سال 58 هجری در ایام تشریق (سه روز بعد از عید قربان) در سرزمین «مِنی» ایراد شده است. گزینش زمان و مکان برای القا و خطابه بسیار مهم بوده است.

این خطبه بسیار نورانی، راهگشای طالبان حق و حقیقت و راهنمای همه‌ی بشریت است.

متن خطبه:  ای مردم! از آن نکوهش‌ها که خداوند به منظور پند دوستانش از علمای یهود کرده عبرت بگیرید، که می‌فرماید: «چرا روحانیون و علماء آنها (یهود) را از سخنان گناه‌آمیز (و حرام خواری) جلوگیری نکردند» آن گروه از اسرائیلیان که کافر شدند (به زبان داود و عیسی بن مریم) لعنت شدند و این بدان جهت بود که معصیت‌کار و متجاوزکار بودند و از کارهای ناپسندی که داشتند جلوگیری نمی‌کردند «چه ناپسند کارها که می‌کردند».

بدین جهت خدا بر آنان عیب گرفت که از ستمگرانی که در برابرشان بودند، اعمال ناروا و تبهکاری‌ها می‌دیدند و منع نمی‌کردند، چون جیره‌خوار و طمع‌کار بودند از عواقب اعتراض‌ها بیم داشتند (هدایا و مزایا می‌گرفتند و به اسم تقیه و پرهیز، حفظ جان و مصلحت، لب فرو می‌بستند) با اینکه خداوند فرموده: «از مردم نترسید، از من بترسید»[20]

و نیز فرموده: «مردان و زنان مومن دوست (و یاور) یکدیگرند به نیکی امر و از بدی جلوگیری می‌کنند، نماز می‌گزارند، زکات می‌دهند و اطاعت خدا و رسول می‌نمایند»[21]

خداوند نخست امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان یک واجب ذکر کرده چه او آگاه است که اگر این وظیفه انجام گیرد و اجرا شود، وظایف دیگر همه چه سخت و چه آسان رو به راه گردد، زیرا امر به معروف (کافران را) به اسلام دعوت کند، حقوق ستمدیدگان را باز ستاند، با ستمگر به مخالفت برخیزد، غنیمت‌ها (و بیت‌المال) را (عادلانه به اهلش) قسمت کند، زکات را از آنجا که باید بگیرد و بدانجا که باید، صرف کند سپس شما جمعیت (دانشمند) کسانی هستید که به علم شهره‌اید، نامتان به نیکی بر سر زبان‌هاست، به نصیحت و خیرخواهی معروفید، به نمای علمای ربّانی (و روحانیون) در نظر مردم مهابت دارید. شریفان از شما به حساب می‌برند، ضعیفان احترامتان می‌کنند، کسانی شما را بر خود ترجیح می‌دهند که احسانی به آنها نکرده‌اید و حق نعمتی بر آنها ندارید آنجا که حاجت‌ها برآورده نشود شما وساطت می‌کنید و پذیرفته می‌شود در راه با هیبت سلاطین و عزت بزرگان حرکت می‌کنید مگر این همه احترام برای این نیست که انتظار دارند شما وظیفه الهی را انجام دهید و به حق خدا قیام کنید؟ پس چرا در بیشتر وظایف کوتاهی می‌کنید، حق امامان را سبک می‌شمارید. حق طبقه زیردست و ضعیف را پایمال می‌نمایید ولی حقوق خود را که خیال خودتان دارید، مطالبه می‌کنید؟ شما که نه مالی در راه خدا داده‌اید، نه جانی در راه جان‌آفرین نثار کرده‌اید، نه با قوم و قبیله‌ای برای خدا درافتاده‌اید، چگونه (با این سستی‌ها و آسایش طلبی‌ها) آرزوی بهشت و همنشینی پیامبران و امان از عذاب دارید؟ من از آن می‌ترسم که شما که تکیه به آرزو داده‌اید و عمل ناکرده، از خدا توقع‌ها دارید به عذاب و انتقام خدا گرفتار شوید، چه به لطف و کرم خداوند از مزایا و امتیازایتی برخوردارید اما آنها را که به خداپرستی معروفند ارج نمی‌گذارید و خود به نام خدا (و به حق‌پرستی) در میان بندگانش محترمید، (به چشم خود) می‌بینید که عهد و پیمان‌های الهی (با دست قدرتمندان) شکسته شده و هیچ باک ندارید. اما اگر میثاق پدرانتان را زیر پا نهند، هراسان می‌شوید (خدا در نظرتان به اندازه نیاکانتان ارج ندارد) تعهدها و قراردادهای پیامبر نقض شده، کوران، لالان و زمین‌گیران در شهرها نه سرپرستی دارند و نه پناهی و شما نه بر آنها ترحم می‌کنید نه با استفاده از مقام خود به نفع آنها قدمی برمی‌دارید، نه به آنها که کاری می‌کنند (و از هستی خود در راه بی‌پناهان می‌گذرند) توجهی دارید، با بند و بست و سازش‌کاری با ستمکاران خود را آلوده کرده‌اید، همه این رفتارها همان «منکرات» است که خدا دستور داده از آنها جلوگیری کنید، ولی شما غافلید، مصیبت (و گرفتاری) شما از همه‌ی مردم بیشتر است، زیرا بر مسند علم تکیه داده‌اید (و مقام دانشمندان راستین را غاصبانه اشغال کرده‌اید). و ای کاش حس و حرکتی (و یا گوش شنوایی) داشتید، این (مصیبت‌ها) بدان جهت است که جریان کارها و احکام (رتق و فتق امور) باید به دست دانشمندان خداشناس باشد که بر حلال و حرام خدا امینند، اما این مقام را از دست شما ربوده‌اند و این عقب‌نشینی هیچ موجب و باعثی ندارد جز تفرقه و کناره‌گیری شما از حق و اختلاف کلمه و سنت پیغمبر با وجود دلیل‌های آشکار و واضح، اگر شما مردمی بودید که در برابر اذیت و آزاد (دشمن) مقاومت داشتید و در راه خدا از بذل مال دریغ نمی‌کردید، کارهای خدا (و اداره امور مسلمانان) به سمت شما بود، و منشاء و مرجع هر کار شما بودید اما (افسوس که) ستمگران را بر مقام خود مسلط کرده و امور الهی را به دست آنها سپرده‌اید تا بر اساس «شبهه» (و کورکورانه) کار کنند، در راه شهوت‌رانی و کام‌جویی گام نهند، آنچه جباران را بر مقام شما مسلط ساخته این است که شما از مرگ گریزانید و به این زندگی (ننگین) ناپایدار دل خوشید، خلق ضعیف را تسلیم آنها کرده‌اید؛ جمعی برده‌وار بی‌اراده و مقهورند و گروهی گرسنه و مغلوب، ستمگران به دلخواه در امور مملکت تصرف می‌کنند، هوسرانی و رسوایی‌ها به بار آورند، سیرت اشرار پیش گیرند و بر خدای جبار دلیری کنند، در هر شهر گوینده‌ای سخنور بر فراز منبر دارند، همه مملکت را قبضه کرده‌اند؛ دستشان همه جا باز است و مردم چون برده در برابرشان نیروی دفاع ندارند. (این بیدادگران) برخی جبار و سرکشند، برخی با کمال سختگیری همه قدرتشان را به رخ ناتوانان می‌کشند، فرمانروا (و خدا نشناسند)، خدای آفریننده و بازگرداننده را نمی‌شناسند (به مبداء و معاد ایمان ندارند) شگفتا! و چگونه در شگفت نباشم که سرزمین اسلام قبضه کسانی است که یا خائن و ستمکارند یا باج‌گیر و نابکار یا حکمران بی‌رحم و بی‌انصاف میان ما و شما در آنچه کشمکش داریم، داور خدا است و قاضی اختلافاتمان همه اوست.

خداوندا! تو آگاهی که آنچه (از جنبش و نهضت بر ضد مفاسد و منکرات) به دست ما صورت گرفت، نه در طمع پادشاهی و جاه بود، نه در طلب ثروت و مال، ما خواستیم تا نشانه‌های راه دینت را ارائه دهیم، (مفاسد) در شهرهای تو را اصلاح کنیم. باشد که بندگان مظلوم تو روی آسایش و امنیتی ببینند و آسوده خاطر به طاعت تو برخیزند. ما می‌خواهیم فرائض اسلام و سنن (پیغمبر) و احکام تو را اجرا کنیم. شما باید به کمک ما برخیزید، در حق ما انصاف دهید که ستمگران بر شما مسلط شده‌اند و در خاموش کردن نور پیامبرتان کوشیده‌اند. خدا ما را بس است! توکل داریم، به درگاهش توبه آورده‌ایم و برگشت همه به اوست.

 متن عربی خطبه: [15] اعتبروا أیها الناس بما وعظ الله به أولیاءه من سوء ثنائه علی الأحبار إذ یقول: «لو لا ینهاهم الربانیون و الأحبار عن قولهم الإثم»[16] و قال: «لعن الذین کفروا من بنی إسرائیل...- إلی قوله- ...لبئس ما کانوا یفعلون»[17] و إنما عاب الله ذلک علیهم لأنهم کانوا یرون من الظلمه الذین بین أظهرهم المنکر و الفساد فلا ینهونهم عن ذلک رغبه فیما کانوا ینالون منهم و رهبه مما یحذرون و الله یقول «فلا تخشوا الناس و اخشون»[18] و قال «و المومنون و المومنات بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر»[19]  فبدأ الله بالأمر بالمعروف و النهی عن المنکر فریضه منه لعلمه بأنها إذا ادیت و اقیمت استقامت الفرائض کلها هینها و صعبها و ذلک أن الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر دعاه إلی الإسلام مع رد المظالم و مخالفه الظالم و قسمه الفیء و الغنائم و أخذ الصدقات من مواضعها و وضعها فی حقها، ثم أنتم أیتها العصابه عصابه بالعلم مشهوره و بالخیر مذکوره و بالنصیحه معروفه و بالله فی أنفس الناس مهابه یهابکم الشریف و یکرمکم الضعیف و یوثرکم من لا فضل لکم علیه و لا یدلکم عنده، تشفعون فی الحوائج أذا امتنعت من طلابها و تمشون فی الطریق بهیبه الملوک و کرامه الاکابر ألیس کل ذلک إنما نلتموه بما یرجی عندکم من القیام بحق الله و إن کنتم عن أکثر حقه تقصرون فاستخففتم بحق الأئمه فأما حق الضعفاء فضیعتم و أما حقکم بزعمکم فطلبتم: فلا مالا بذلتموه و لا نفساً خاطرتم بها للذی خلقها و عشیره عادیتموها فی ذات الله أنتم تتمنون علی الله جنته و مجاوره رسله و أماناً من عذابه لقد خشیت علیکم أیها المتمنون علی الله أن تحل بکم نقمه من نقماته لأنکم بلغتم من کرامه الله منزله فضلتم بها و من یعرف بالله لا تکرمون و أنتم بالله فی عباده تکرمون و قد ترون عهود الله منقوضه فلا تفزعون و أنتم لبعض ذمم آبائکم تفزعون و ذمه رسول الله صلی‌الله علیه و آله و سلم محقوره و العمی و البکم و الزمنی فی المدائن مهمله لا ترحمون و لا فی منزلتکم و لا من عمل فیها تعینون و بالادهان و المصانعه عند الظلمه تأمنون کل ذلک مما أمرکم الله به من النهی و التناهی و أنتم عنه غافلون و أنتم أعظم الناس مصیبه لما غلبتم علیه من منازل العلماء لو کنتم تشعرون ذلک بأن مجاری الأمور و الأحکام علی أیدی العلماء بالله الأمناء علی حلاله و حرامه فأنتم المسلوبون تلک المنزله و ما سلبتم ذلک إلا بتفرقکم عن الحق و اختلافکم فی السنه بعد البینه الواضحه و لو صبرتم علی الأذی و تحملتم المئونه فی ذات الله کانت أمور الله علیکم ترد و عنکم تصدر و إلیکم ترجع و لکنکم مکنتم الظلمه من منزلتکم و أستسلمتم أمور الله فی أیدیهم یعملون بالشبهات و یسیرون فی الشهوات سلطهم علی ذلک فرارکم من الموت و إعجابکم بالحیاه التی هی مفارقتکم فأسلمتم الضعفاء فی أیدیهم فمن بین مستعبد مقهور و بین مستضعف علی معیشته مغلوب، یتقلبون فی الملک بآرائهم و ستشعرون الخزی بأهوائهم إقتداء بالأشرار و جرأه علی الجبار فی کل بلد منهم علی منبره خطیب یصقع فالأرض لهم شاغره و أیدیهم فیها مبسوطه و الناس لهم خول لا یدفعون ید لامس فمن بین جبار عنید و ذی سطوه علی الضعفه شدید مطاع لا یعرف المبدئ المعید فیا عجباً و ما لی [لا] أعجب و الأرض من غاش غشوم و متصدق ظلوم و عامل علی المومنین بهم غیر رحیم فالله الحاکم فیما فیه تنازعنا و القاضی بحکمه فیما شجر بیننا اللهم إنک تعلم أنه لم یکن ما کان منا تنافسا فی سلطان و لا التماساً من فضول الحطام ولکن لنری المعالم من دینک و نظهر الإصلاح فی بلادک و یأمن المظلومون من عبادک و یعمل بفرائضک و سننک و أحکامک فإن لم تنصرونا و تنصفونا قوی الظلمه علیکم و عملوا فی إطفاء نور نبیکم و حسبنا الله و علیه توکلنا و إلیه أنبنا و إلیه المصیر.




  طبقه بندی: در لسان معصومین(علیهم السلام) ،  داستان ،  مصداق های امر به معروف و نهی از منکر ، 
  برچسب ها: امر به معروف و نهی از منکر، امر به معروف، نهی از منکر، نهی ازمنکر، امربه معروف، ضربان، zarabaan، zaraban، دانلود محصولات، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، بسیج دانشجویی، دانشگاه امام صادق علیه السلام،





Powered by WebGozar