تبلیغات
امر به معروف و نهی ازمنکر ضربان قلب تپنده امت اسلام - پایدارى در دعوت به حق و امر به معروف‏

  

حضرت علی علیه السلام می فرمایند: « همه كارهاى نیك و جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منكر بیش از قطره اى [آب دهانى] در برابر دریاى خروشان نیست. » (نهج البلاغه ، ح 366، ص 921)

  

امر به معروف و نهی ازمنکر ضربان قلب تپنده امت اسلام

الذین إن مکناهم فی الأرض أقاموا الصلوه و آتوا الزکوه و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر
نوشته شده در تاریخ 1390/05/9 توسط آمر به معروف | نظرات ()

قرآن مى‏گوید: اگر به بچه‏ات حرف زدى گوش نداد باید ولش كنى؟ «وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاهِ وَ اصْطَبِر» (طه/ 132) یعنى با بچه‏ات حرف مى‏زنى باید مقاومت كنى. نباید بگویى: گفتم گوش نداد، دیگر ولش كردم. به دخترم گفتم: با این حجاب بیرون نرو. گوش نداد. من هم او را رها كردم. ا ... گفتم: با فلانى رابطه نداشته باش، دیدم گوش نمى‏دهد، او را رها كردم. همین! شما یك شیشه‏ى آب لیمو را اگر دیدى درش باز نمى‏شود دور مى‏اندازى؟ آنقدر دست به دست مى‏گردانى تا بالاخره یكى در این را بازكند. ممكن است گوش به حرف شما ندهد. گوش به حرف دبیرش بدهد. گوش به حرف استاد دانشگاهش بدهد. گوش به حرف یكى دیگر بدهد. برو بگو: آقاجان من یك دختر دارم. حرف من در او اثر نمى‏كند. منتهى این دختر من چون به شما علاقه دارد، به یك استاد دانشگاهى به یك دبیر دانشمندى، دلسوزى، به عمویى، دایى، ممكن است حرف شما اثر نكند.

امام (ره) در امر به معروف و نهى از منكر مى‏فرماید كه: اگر دیدى حرفت اثر نمى‏كند ولى به دیگرى بگویى، حرف او اثر مى‏كند، واجب است به دیگرى بگویى كه او ... مثل اینكه لب چاه بروى. بگویى: والله دست من به آب نمى‏رسد. آب ته چاه است. خوب حالا كه دستم به آب نمى‏رسد. نمى‏خواهد وضو نمى‏گیرم. «اللَّهُ أَكْبَر»! یك تیّمم. بابا دستت به آب نمى‏رسد طناب هم نبود. سطل هم نبود. یعنى روى كره‏ى زمین هیچ‏كس نبود كه حرف این در بچه‏ى شما اثر بگذارد؟ كتكش زدم اثر نكرد. خوب محبت چه؟ ممكن است با كتك بدتر شود. با محبت در راه بیاید. ممكن است یك نفرى بگویى اثر نكند. اصلًا ممكن است در شهر اثر نكند.

ما یك جمعى بودند. حالا اسم نبرم چه كسانى بودند و كجا بودند. به ما گفتند: اینها گوش به حرف نمى‏دهند. ما مى رویم موعظه‏شان هم مى‏كنیم ... گفتم: آقاجان حاضرى براى هدایت اینها خرج كنى؟ گفت: بله! گفتم: یك پرواز بگیر، همه‏ى اینها را مشهد در یك هتل مهمان كن. بنده هم با اینها مى‏روم، این دو سه روزه كه با اینها هستم با اینها كار مى‏كنم. این یك راهش است. بنشیند او را نصیحت كنم ممكن است گوش ندهد. چون او خودش را دانشمند مى‏دانست. یعنى جمعى از فرهیختگان بودند. اینطور نبود كه حالا تسلیم هم نمى‏شدند. گاهى وقت‏ها افرادى با مهمانى، با زبان دیگرى، با مقاله، با خواهش.

عرض كردم اگر تبر شكن، اگر تبر دار، چوب شكن، تبر را زد دید چوب نمى‏شكند، تبرش را دور مى‏اندازد. هرگز! چوب را دور مى‏اندازد؟ هرگز! آنقدر مى‏زند تا بشكند. نباید بگوید: دوبار تبر زدم نشكست. اصلًا مؤمن نشكن است. عرب‏ها به زمین سفت مى‏گویند: «ارض عزاز» این ارض عزیز است. یعنى هرچه بیل مى‏زنى فرو نمى‏رود. هرچه كلنگ مى‏زنى فرو نمى‏رود. مؤمن عزیز است. دستى كه چرب است آب مى‏ریزى چربى دست را پس مى‏زند. مى‏گویند: دست عزیز است. یعنى آب را پس مى‏زند.

حجه الاسلام والمسلمین محسن قرائتى‏

برنامه درسهایى از قرآن ، 2/ 10/ 89




  طبقه بندی: امر به معروف در جامعه ،  شیوه های موثر امر به معروف ونهی از منکر ، 





Powered by WebGozar