حضرت علی علیه السلام می فرمایند: « همه كارهاى نیك و جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منكر بیش از قطره اى [آب دهانى] در برابر دریاى خروشان نیست. » (نهج البلاغه ، ح 366، ص 921)

  

امر به معروف و نهی ازمنکر ضربان قلب تپنده امت اسلام

الذین إن مکناهم فی الأرض أقاموا الصلوه و آتوا الزکوه و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر
اشاره:

شاید از این كه در بحث حیا ، صحبت از معمارى به میان آید ، در شگفت شوید و این سؤال را از خود بپرسید كه : چه رابطه‏اى ممكن است میان حیا و معمارى وجود داشته باشد ؟ ما در این شگفتى و پرسش ، حق را به شما مى‏دهیم . با طرح بحث خواهید دید كه میان این دو ، رابطه وجود دارد .


فرهنگ و معمارى
-------------------
بحث را از نسبت میان فرهنگ و معمارى آغاز مى‏كنیم . بناهاى تاریخى هر كشور ، در حكم بخشى از شناسنامه فرهنگى آن است . رابطه متقابل فرهنگ و معمارى به عنوان اصل مهم شكل‏گیرى هر سبك اصلى پذیرفته شده است . در طول تاریخ ، حكومت‏ها بر اساس تفكّر و نیاز خود ، از معمارى به عنوان ابزارى براى جهت‏دهى به فرهنگ استفاده مى‏كردند . به عنوان مثال ، هیتلر براى آن كه بتواند روحیه آزادیخواهى مردم را از بین ببرد ، با الهام از معمارى رُمِ باستان ، بناهاى شهرى را به گونه‏اى احداث كرد كه به مرور زمان ، مردم با عبور از كوچه‏ها و خیابان‏ها ، زبونى و خوارى در برابر حكومت به آنها تزریق شود . میبن وندره نیز گفته است :

من خانه‏اى مى‏سازم كه در آن ، دو فرد كه بسیار به هم علاقه دارند ، بعد از مدّتى از یكدیگر متنفر شوند . 1

واقعیتْ این است كه معمارى ، بسیارى از رفتارهاى ما را جهت‏دهى مى‏كند . تا پیش از آن كه بنایى ساخته شود ، بنا ، اسیر انسان است و پس از ساخت ، انسان ، اسیر بناست ؛ زیرا تا پیش از ساخت ، مى‏توان به بنا گفت كه چگونه باشد ؛ امّا پس از ساخت ، این بناست كه به ما مى‏گوید چگونه باید باشیم . پیش از ساخت ، ما به آن شكل مى‏دهیم و پس از ساخت ، بنا ، رفتار ما را شكل مى‏دهد . به همین جهت ، اگر در مرحله طرّاحى ، براساس فرهنگ خودى و بومى نقشه‏اى را طرّاحى كنیم ، میان فرهنگ ما و فرهنگى كه ساختمان بر ما تحمیل مى‏كند ، تناقضى پیش نخواهد آمد ؛ امّا اگر بنا بر اساس فرهنگ بیگانه و غیر خودى ساخته شود ، میان فرهنگ فرد و فرهنگ ساختمان ، تناقض پیش خواهد آمد . این تناقض ، شاید در آغاز ، مشكل‏ساز باشد و رنگ و بوى ستیز دهد ؛ امّا به مرور زمان ، از فرهنگ فرد ، حسّاسیت‏زدایى شده ، فرهنگ ساختمان چیره مى‏گردد . این تغییرات ، آن قدر آرام و خزنده‏اند كه شاید هیچ توجّهى را برنینگیزند ؛ امّا پس از گذشت زمان ، با مقایسه این دو دوره مى‏توان تغییرات را درك كرد . این تغییر ، نخست در حوزه رفتار صورت مى‏گیرد و سپس ، تغییر رفتار ، موجب تغییر فرهنگ مى‏شود .

حیا ، یكى از بارزترین شاخصه‏هاى فرهنگ اسلامى است و معمارى اسلامى ، معمارى‏اى است كه با این شاخصه هماهنگى داشته باشد . اساسا در فرهنگ قرآن ، از خانه به عنوان «سِتر (پوشش)» یاد شده است . در داستان ذو القرنین آمده است كه وقتى او به مشرق‏زمین رسید ، با مردمى روبه رو شد كه هیچ پوششى در برابر آفتاب نداشتند . 2 آنان از صنعت ساخت و ساز 3 و دانش خانه‏سازى 4 بهره‏اى نبرده بودند و به همین جهت ، هیچ سازه‏اى در آن سرزمین یافت نمى‏شد .5 پوشندگى از تابش آفتاب و بارش باران و وزش باد ، یكى از كاركردهاى خانه است ؛ امّا كاركرد مهم‏تر آن ، پنهان سازى قلمرو شخصى و خصوصى افراد از چشم دیگران است .

سرزمینى را تصوّر كنید كه هیچ بنایى در آن وجود نداشته باشد . در آن جا هیچ قلمرو خصوصى و یا به تعبیر دیگر ، هیچ مكان امنى براى قلمرو خصوصى افراد ، وجود ندارد ؛ امّا وقتى خانه‏اى ساخته مى‏شود ، در حقیقت ، پوششى ساخته شده كه یك خانواده را در برمى گیرد و قلمرو خصوصى آنان را ایمن مى‏سازد .

اگر بخواهیم دقیق‏تر سخن‏تر سخن بگوییم ، خانه ، پوششى است كه قلمرو خصوصى خانواده را از قلمرو عمومى جامعه جدا مى‏كند . انسان‏ها ممكن است چند نوع رفتار و یا زندگى داشته باشند : زندگى فردى ، زندگى خانوادگى ، و زندگى عمومى . این تفاوت ، منشأ تفاوت‏هاى رفتارى مى‏شود : رفتارهاى فردى ، رفتارهاى خانوادگى و رفتارهاى عمومى .

اگر هیچ بنایى وجود نداشته باشد ، هیچ مرزى و هیچ محلّ امنى براى هیچ یك از رفتارهاى غیر عمومى وجود نخواهد داشت . فقط یك فضا خواهد بود و آن هم فضاى عمومى جامعه است . خانه ، قلمرو خانوادگى را به وجود مى‏آورد و رفتار خانوادگى را از دید دیگران ، پنهان مى‏سازد و به همین جهت ، در فرهنگ قرآن كریم ، از آن به عنوان «پوشش» یاد شده است . همان گونه كه حجاب ، پوشش فرد است ، خانه ، پوشش خانواده است و لذا باید به گونه‏اى طرّاحى شود كه حریم خانواده را از دید نامحرمان ، محافظت كند .

میان حیا و پوشش ، رابطه‏اى تنگاتنگ وجود دارد . گویا حیا ، پرده‏اى است بر شخصیت ، رفتار و بدن یك فرد .6 خانه نیز از آن جا كه یك پوشش است ، رابطه‏اى تنگاتنگ با حیا پیدا مى‏كند . قلمرو خانواده در خانه‏اى كه براساس فرهنگ حیا ساخته شده باشد ، كاملاً محفوظ و پوشیده است . حضرت عیسى علیه‏السلامپوشیدگى خانه‏ها را نشانه حیا و شرم دانسته و فرموده است :

إذا قَعَدَ أحَدُكُم فی مَنزِلِهِ فَلیُرخِ عَلَیهِ سِترَهُ . 7

هرگاه یكى از شما در خانه خود نشسته است ، پرده آن را بیفكند .

سپس در تبیین پشتوانه فرهنگى این رفتار مى‏فرماید :

فَإِنَّ اللّه‏َ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ قَسَّمَ الحَیاءَ كَما قَسَّمَ الرِّزقَ . 8

زیرا خداوند ـ تبارك وتعالى ـ حیا را تقسیم كرده ، همان گونه كه روزى را تقسیم كرده است .


در این حدیث شریف كه امام صادق علیه‏السلام از حضرت عیسى علیه‏السلامنقل كرده ، به خوبى روشن است كه حیا ، منشأ پوشیدگى كامل خانه است و پوشیدگى خانه‏ها و ساختمان‏ها به نوع معمارى آنها برمى گردد . بنا بر این ، یكى از مؤلّفه‏هاى مهم در معمارى این است كه ساختمان‏ها نسبت به بیرون ، از پوشیدگى كامل برخوردار باشند و این به حیاى افراد برمى‏گردد .

شاید معمارى غربى را از یك منظر بتوان به دو دوره تقسیم كرد : دوره برهنگى و دوره پیش از برهنگى . به نظر مى‏رسد زمانى كه فرهنگ غرب با برهنگى آشنا شد و حجاب‏ها و پوشش‏ها كم كم و یكى پس از دیگرى برچیده شدند ، به موازات آن ، معمارى غربى نیز دست‏خوش تحوّل گردید . در این دوره ، شاهد نوعى كشف حجاب و رواج برهنگى در معمارى غربى هستیم . مثلاً در این دوره ، حیاط‏ها برچیده شدند و خانه‏ها به شكلى ساخته مى‏شدند كه نسبت به گذشته از پوشیدگى كمترى برخوردار بودند .

مسئله دیگر در بحث پوشیدگى بیرونى خانه‏ها ، بام خانه‏هاست . برخى خانواده‏ها در فصل گرما و هنگام شب از بام منازل براى غذا خوردن و خوابیدن استفاده مى‏كنند . در این جا بام خانه ، كاركرد دیگرى پیدا مى‏كند . به همین جهت ، لازم است كه براى این كاركرد ، آماده شود .

تصوّر كنید كه همه همسایه‏ها و یا حتّى برخى از آنها بخواهند از بام خانه براى خوابیدن استفاده كنند . در بام‏هایى كه هم‏سطح‏اند و به یكدیگر راه دارند ، این مسئله ، چه وضعیتى را پدید مى‏آورد ؟ طبیعى است كه این وضعیت مى‏تواند پیامد ناروایى داشته باشد . مشاهده شده كه گاهى خوابیدن در پشت بام ، موجب ارتباط نارواى دختر و پسر همسایه شده است . همچنین خوابیدن زن و مرد ، به گونه‏اى كه نامحرمْ آنان را ببیند ، نارواست ، هرچند از بالاپوش استفاده كنند . دیده شدن حجم بدن ، با فرهنگ حیا ، ناسازگار است . 9 از این رو ، در معمارى پوشیده ، بام خانه نیز دیوار دارد . رسول خدا فرموده است كه هر كس بر بام بدون دیوار بخوابد و پیامد ناگوارى رخ دهد ، نباید هیچ كس جز خویشتن را سرزنش كند . 10 آن حضرت ، مردم را از خوابیدن روى چنین بام‏هایى نهى كرده 11و فرموده است كه خداوند ، چنین كارى را خوش ندارد و هر كه چنین كند ، از پیمان من خارج است . 12 امام صادق علیه‏السلامنیز فرموده است كه در این حكم ، فرقى میان زن و مرد نیست . 13 ایشان ، داشتن سه دیوار را كافى ندانسته و فرموده كه بهتر است چهار سمت بام ، پوشیده باشد و ارتفاع آن را از یك وجب تا دو زراع (تقریبا یك متر) ذكر كرده است . 14 این ویژگى در معمارى اسلامى وجود داشته و برخى محقّقان در تحلیل این پدیده ، تصریح كرده‏اند كه این به جهت مصون ماندن زنان از دید نامحرم بوده است .

نكته دیگر ، پوشیدگى درونى خانه‏هاست و منظور ، محفوظ بودن خانواده‏ها در برابر میهمانان نامحرم است . طبیعى است كه برخى میهمانان با اعضاى خانواده ، نامحرم هستند و لذا معمارى باید براى این امر ، چاره‏اى بیندیشد تا خانواده كمتر در دیدِ نامحرم قرار گیرد . معمارى پوشیده ، همه فضاى منزل را در برابر دیدگان نامحرم ، قرار نمى‏دهد ؛ بلكه فضاهاى خصوصى خانواده (همچون آشپزخانه ، سرویس‏ها و اتاق‏هاى استراحت) را كه معمولاً خانم‏ها بیشتر از آن استفاده مى‏كنند ، به گونه‏اى طرّاحى مى‏كند كه در معرضِ دید نباشد . در حقیقت ، این فضاهاى خصوصى‏تر را با حجابى از معمارى مى‏پوشانند ؛ امّا در معمارى برهنه ، چنین ملاحظاتى دیده نمى‏شود .

مسئله دیگر در بحث پوشیدگى درونى خانه ، پوشیدگى محلّ خواب است . محلّ خواب فرزند ، باید جداى از والدین و دیگر فرزندان باشد . این كار ، مستلزم داشتن اتاق‏هاى متعدّد است و لازمه آن ، بزرگ بودن خانه‏هاست و شاید به همین دلیل ، «خانه بزرگ» از چیزهایى است كه مورد توجّه اسلام قرار دارد . یكى بودن فضاى خواب ، آثار به شدّت نامطلوبى در پى دارد . تعّدد مكان‏هاى خواب ، مفید است و بهتر از آن ، دور بودن محلّ خواب والدین از اتاق‏هاى فرزندان است . همچنین بهتر است كه اتاق‏هاى خواب ، از فضاى عمومى خانه كه در معرض دید میهمانان قرار دارد ، جدا باشد . كه البته همه اینها ، مستلزم داشتن فضاى كافى براى ساختمان‏سازى است .

امام صادق علیه‏السلام ، سه سه چیز را مایه راحتى و آسایش مؤمن دانسته كه اوّلین آن ، داشتن خانه بزرگ است . 15 تعبیرى كه ایشان از این گونه خانه‏ها نموده ، جالب توجّه است :

... دارٌ واسِعَةٌ تواری عَورَتَهُ وسوءَ حالِهِ مِنَ النّاسِ . 16

... خانه وسیعى كه عورت او و ناگوارى حال او را از مردم بپوشاند .

خاصیت خانه بزرگ ، پوشیدگى آن است و بزرگ بودن خانه ، هنگامى مثبت است كه پوشندگى داشته باشد .

گذشته از منازل شخصى ، در مكان‏هاى عمومى نیز همین فرهنگ ، تأثیرگذار است . اگر طرّاحى مكان‏هاى عمومى تابع فرهنگ دینى باشد ، به گونه‏اى خواهد بود كه از اختلاط زن و مرد ، جلوگیرى كند . از آن جا كه فرهنگ حیا ، مستلزم جدایى زن و مرد از یكدیگر و عدم اختلاط آنان است ، معمارى دینى باید این اصل را تسهیل كند و بناها را متناسب با آن ، طرّاحى كند . به همین جهت ، وقتى رسول خدا ، مسجد النبى را مى‏ساخت ، درى مخصوص زنان قرار داد و ورود و خروج مردان را از آن ، ممنوع ساخت . 17 این ، نمونه‏اى از تبعیت معمارى از فرهنگ است .

امّا معمارى برهنه و غیر دینى ، بر اصل اختلاط ، پایه‏گذارى مى‏شود . این شكل معمارى ، متناسب با فرهنگ‏هاى دینى نیست و كپى‏بردارى از آن ، فرهنگ دینى را تهدید مى‏كند .

معمارى ایرانى
-----------------
معمارى غنى ایرانى ، بر اساس فرهنگ باشكوه ملّى ـ مذهبى ما ، در هر زمان توانسته در تعامل‏هاى فرهنگى ، هویّت خود را حفظ كرده ، عناصر سودمند دیگر فرهنگ‏ها را در خود ، هضم كند ؛ امّا با شروع دوره التقاطى (ششمین دوره معمارى ایران) كه مى‏توان آن را دوره انحطاط معمارى ایران نامید ، به دلیل خودباختگى فرهنگى سران حكومت ، مجموعه‏اى از عناصر فرهنگى (كه بر اساس تفكّر و فرهنگ غربى شكل گرفته بود) بدون هیچ پشتوانه تاریخى و فرهنگى وارد معمارى ایران شد . حذف شدن عناصر اصلى معمارى ایرانى ، یعنى عناصرى كه حریم‏ها را به چه زیبایى و ظرافتى حفظ مى‏كرد ، و جایگزین شدن عناصر وارداتى كه تنها با كلّ مجموعه خود ، مفهوم دارند و التقاط آنها با معمارى ایرانى ـ كه جز ضعف معمارى ایران و از بین بردن فرهنگ مذهبى چیزى به دنبال ندارد ـ همانند حركت مورچه در دل شب ، به آرامى ، در حال از بین بردن اركان و هویت معمارى ایرانى است . در مختصرِ زیر ، سعى مى‏كنیم تا حدّى معمارى ایرانى را در حیطه خانه ، بررسى كنیم تا ببینیم چه زیبایى و ظرافت‏هایى جاى خود را به چه عناصر بى‏ریشه‏اى داده‏اند .

معمارى ایرانى ، داراى ویژگى‏هایى است كه اگر بخواهیم آنها را در یك جمله خلاصه كنیم ، مى‏توانیم بگوییم معمارى ایرانى ، معمارى‏اى باحیاست كه قدمت حیاى آن به قبل از اسلام برمى‏گردد . یكى از ویژگى‏هاى معمارى ایرانى ، درون گرایى و كشش معماران ایرانى به سوى حیاط‏هاى محصور و باغچه‏ها و هَشتى‏ها و كلاه فرنگى‏هایى است كه شبستان را گرداگرد خود دارند و محیط‏هایى دلكش و خودمانى به وجود آورده‏اند . این درون‏گرایى از دیرباز ، جزو منطق ایرانى بوده و همیشه ، خانه‏ها و كاخ‏ها را چنان ساخته است كه گویى مادرى مهربان ، فرزند دلبند خود را گرم در آغوش مى‏فشارد و ساكنان آن ،
احساس ناراحتى نمى‏كرده‏اند . اندرون خانه ، محلّ زندگى خانواده است و مى‏باید تنوّع زیادى داشته باشد تا خستگى احساس نشود . وقتى مى‏گوییم بهتر است زنان ، كمتر از خانه خارج شوند ، فضاى درونى خانه‏ها باید به گونه‏اى باشد كه زنان را درون خود ، نگه دارد و این با معمارى سنّتى ایران ، هماهنگى دارد . امّا در معمارى امروز ، تمام فضاهاى دلكش خانه‏ها ، جمع شده و به بیرون منتقل شده است . معمارى امروز به گونه‏اى است كه كسى تمایلى براى ماندن در درون خانه ندارد . خانه‏هایى كه امروزه ساخته مى‏شوند ، فقط به یك خوابگاه تبدیل شده‏اند .

همچنین در اغلب آپارتمان‏ها ، میهمان از وسط اتاق مى‏گذرد و خانم خانه براى رفتن به آشپزخانه باید از وسط میهمان‏ها بگذرد . در طرّاحى‏هایى كه در حال حاضر انجام مى‏دهیم ، بهتر است اصول گذشته را در نظر بگیریم .

هشتى ، یكى از ركن‏هاى معمارى ایرانى است كه بعد از سر در ، قرار دارد . منظور از هشتى چیزى است كه از فضاهاى داخلى خانه بیرون آمده و تنها جایى است كه با بیرون خانه ، ارتباط دارد . این فضا و راهروهاى پیچ در پیچ منتهى به حیاط‏هاى اندرونى و بیرونى ، مانع دید افراد غریبه به داخل حریم مقدّس خانواده مى‏شده است . ایجاد مكث و تقسیم فضا و اختصاص فضایى جهت انتظار ، از علمكردهاى جالب این عنصر است .

از هشتى خانه ، دو راهرو ، یكى به فضاى اندرونى و یكى به بیرونى ، راه داشته است . در فضاى بیرونى ، سفره‏خانه ، اتاق میهمان و حیاط قرار داشته است و در اندرونى ، دور تا دور حیاط ، اتاق‏هاى سردرى و حمّام و آشپزخانه قرار مى‏گرفت .

كوبه ، یكى دیگر از عناصر حفظ حریم است . در معمارى ایرانى براى هر در ، دو كوبه ، یكى براى مردان و دیگرى براى زنان قرار داده مى‏شد كه بر اساس نوع
صدایى كه ایجاد مى‏كردند ، صاحب خانه مى‏فهمید كه زن ، پشتِ در است یا مرد . در خانه‏هاى كوچك و منازل افراد فقیر نیز كه معمولاً از یك كوبه استفاده مى‏شده ، با تعداد ضربه مشخّص مى‏ساخته‏اند كه پشت در ، زن است یا مرد .

----------------------------------------------------------------
پی نوشت:

1- براى آشنایى بیشتر با این گونه دیدگاه‏ها، ر . ك : روان‏شناسى محیط ، شهناز مرتضوى ؛ بُعد پنهان ، ادوارد توییچل هال .

2 - «حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْـلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْـلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًا» . (كهف ، آیه 90)

3 - امام صادق علیه‏السلام در تفسیر آیه یاد شده مى‏فرماید : «لم یعلموا صنعة البناء ؛ صنعت ساخت را نمى‏دانستند» . (المحاسن ، ج 2 ، ص 610 ؛ بحار الأنوار ، ج 12 ، ص 183)

4 - امام باقر علیه‏السلام در تفسیر آیه یاد شده مى‏فرماید : «لم یعلموا صنعة البیوت ؛ صنعت خانه سازى را نمى‏دانستند» . (تفسیر العیاشى ، ج 2 ، ص 350)

5 - رسول خدا در تفسیر آیه یاد شده مى‏فرماید : «أنها لم یبن فیها بناء قط ؛ هیچ ساختمانى در آن بنا نشده بود» . (الدرّ المنثور ، ج 4 ، ص 249)

6 - ر . ك : بخش دوم ، فصل سوم : حیا و پوشش .

7 - قرب الإسناد ، ص 22 ؛ بحار الأنوار ، ج 71 ، ص 334 .

8- همان جا .

9 - ر . ك : بخش دوم ، فصل سوم : حیا و پوشش .

10 - الكافى ، ج 6 ، ص 530 ؛ بحار الأنوار ، ج 76 ، ص 189 .

11- الكافى ، ج 6 ، ص 530 ؛ بحار الأنوار ، ج 76 ، ص 188 .

12 - كتاب من لایحضره الفقیه ، ج 3 ، ص 557 ؛ بحار الأنوار ، ج 76 ، ص 187 و 188 .

13 - الكافى ، ج 6 ، ص 530 ؛ بحار الأنوار ، ج 76 ، ص 188 .

14 - همان جا .

15 - الكافى ، ج 5 ، ص 328 و ج 6 ، ص 525 ؛ المحاسن ، ج 2 ، ص 610 ؛ الخصال ، ص 159 ؛ بحار الأنوار ، ج 76 ، ص 148 .

16 - همان جا .

17 - ر .ك : حلیة الأولیاء ، ج 1 ، ص 313 .

منبع: كتاب پژوهشی در فرهنگ حیا - به كوشش مركز تحقیقات دار الحدیث



  طبقه بندی: امر به معروف در جامعه ،  مصداق های امر به معروف و نهی از منکر ، 





Powered by WebGozar