حضرت علی علیه السلام می فرمایند: « همه كارهاى نیك و جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منكر بیش از قطره اى [آب دهانى] در برابر دریاى خروشان نیست. » (نهج البلاغه ، ح 366، ص 921)

  

امر به معروف و نهی ازمنکر ضربان قلب تپنده امت اسلام

الذین إن مکناهم فی الأرض أقاموا الصلوه و آتوا الزکوه و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر

درباره‌ى مسئله‌ى زن در جامعه، اساس مشكل، دو چیز است؛ دو نقطه‌ى اساسى است كه اگر درباره‌ى این دو نقطه بشود فكرى كرد، طرحى نو در انداخت و كار پیگیر و مستمرى انجام داد، میتوان امیدوار بود كه در طول زمان - میان‌مدت یا بلندمدت - آن چیزى كه امروز میتوان آن را بحران مسئله‌ى زن در دنیا دانست، حل شود. آن دو چیز، یكى عبارت است از نگاه غلط و بد فهمیدن جایگاه زن و شأن زن در جامعه؛ كه این نگاه و این بدفهمى از غرب شروع شده و خیلى هم قدیمى و ریشه‌دار نیست. آن كسانى كه مدعى شدند كه در پروتكلهاى اندیشمندان صهیونیست این مسئله وجود داشته، میشود حدس زد كه این، خلاف واقع نیست. یعنى اگر نگاه كنیم، مى‌بینیم این نگاه غلط، این كج‌فهمى و بدفهمى در زمینه‌ى شأن زن در جامعه، شاید در حدود صد سال، صد و پنجاه سال بیشتر در غرب سابقه ندارد و از غرب سرریز شده است به جوامع دیگر، از جمله جوامع اسلامى. این یك نقطه است.

 نقطه‌ى دوم كه اساس مشكل است، بد فهمیدن مسئله‌ى خانواده و بد عمل كردن در رفتارهاى داخل خانواده است. این دو تا مشكل است كه به نظر ما بحران مسئله‌ى زن را - كه امروز یك مشكل اساسى در دنیاست - به وجود آورده.

شاید تعبیر «بحران زن»، تعبیر تعجب‌آورى باشد. امروز مسئله‌ى بحران آب و هوا، بحران آب، بحران انرژى، بحران گرم شدن زمین، به عنوان مسائل اصلى بشریت مطرح میشود؛ اما هیچكدام از اینها مسائل اصلى بشریت نیست. بیشترِ آن چیزهائى كه مشكلات اصلى بشریت است، برمیگردد به مسائلى كه ارتباط پیدا میكند با معنویت انسان، با اخلاق انسان، با رفتار اجتماعى انسانها با یكدیگر؛ كه یكى از آنها مسئله‌ى زن و مرد، جایگاه زن، مسئله‌ى زن و شأن زن در جامعه است؛ كه این حقیقتاً یك بحران است، منتها به رو نمى‌آورند، مطرح نمیكنند و سیاستهاى مسلط در دنیا به صرفه‌ى خودشان نمیدانند و شاید برخلاف راهبردهاى اصلى خودشان میدانند كه این مسئله را مطرح كنند.

در مورد مسئله‌ى اول، كه جایگاه زن در زندگى و در جامعه است - با هر تعبیرى كه میخواهید مطرح كنید، میشود از آن اسم برد - اشكال اینجاست كه یك نامعادله‌اى را بتدریج به وجود آورده‌اند؛ یك طرف ذى‌نفع، یك طرف مورد انتفاع؛ بشریت را اینجورى تقسیم كرده‌اند. طرفِ ذى‌نفع مرد است، طرفِ مورد انتفاع عبارت است از زن. این به طور آرام، با تدریج، با شیوه‌هاى گوناگون، با تبلیغات مختلف، در طول ده‌ها سال - كه شاید به صد سال، صد و پنجاه سال برسد، كه من دقیق نمیتوانم بگویم و این مسئله قابل تحقیق است - در جوامع غربى در درجه‌ى اول، و بعد در جوامع دیگر جا افتاده. شأن اجتماعى زن را اینجورى معرفى كردند، اینجورى تعریف كردند: زن به عنوان یك موجودى كه مورد انتفاع مرد باید قرار بگیرد. لذا در فرهنگ غربى اگر زن بخواهد در جامعه نمود پیدا كند، شخصیت پیدا كند، حتماً باید از جذابیتهاى جنسىِ خودش چیزى را ارائه بدهد. حتّى در مجالس رسمى، نوع پوشش زن باید جورى باشد كه براى طرف ذى‌نفع و منتفع - یعنى طرف مرد - چشم‌نواز باشد.

 
به نظر من بزرگترین ضربه، بزرگترین اهانت، بزرگترین حق‌كشى كه در زمینه‌ى مسئله‌ى زن انجام گرفته، همین است. در محیط اجتماعى، فرهنگى شكل بگیرد كه زن به عنوان یك طرفِ مورد انتفاع، براى استفاده‌ى یك طرفِ ذى‌نفع مطرح شود؛ این متأسفانه امروز در فرهنگ غربى وجود دارد. دیگران هم از آنها تقلید كردند، در راهش كوشش كردند، تلاش كردند و این در دنیا جا افتاده. اگر كسى خلاف این را بگوید، علیه او جنجال میكنند. فرض كنیم اگر در یك جامعه‌اى مسئله‌ى آرایش زنان و تبرّج زنان در محیطهاى عمومى محكوم شود، جنجال بلند خواهد شد. اگر نقطه‌ى مقابل آن انجام بگیرد -  یعنى در یك جامعه‌اى عریانى زنان مطرح شود - هیچ سر و صدائى در دنیا بلند نمیشود. اما وقتى پوشش زن، عدم تبرّج زن، آرایش نكردن زن در جامعه مطرح شود، دستگاه‌هاى مسلط تبلیغاتى دنیا سر بلند میكنند، جنجال میكنند؛ این نشان‌دهنده‌ى این است كه یك فرهنگى، یك سیاستى، یك راهبردى وجود دارد كه سالهاى متمادى است دنبال میشود و پایه‌اش این است كه این جایگاه، این شأن، این موقعیت غلط و اهانت‌آمیز را براى زن تثبیت كنند؛ و متأسفانه كردند.

 
لذا شما مى‌بینید در غرب با حجاب تدریجاً به صورت علنى دارد مخالفت میشود. عنوانى كه براى این مخالفت ذكر میكنند، این است كه میگویند حجاب نماد یك حركت مذهبى است؛ ما نمیخواهیم در جوامع ما - كه جوامع لائیك هستند - نمادهاى مذهبى مطرح شوند. به نظر من این دروغ است؛ بحث مذهب و غیر مذهب نیست؛ بحثِ این است كه سیاست راهبردىِ اساسىِ بنیانى غرب بر عرضه شدن و هرزه شدن زن است و حجاب مخالف آن است. حتّى اگر چنانچه حجاب ناشى از یك انگیزه و ایمان دینى هم نباشد، با آن مخالفت میكنند؛ مشكل اساسى این است.

 
این مسئله آن وقت دنباله‌هاى خودش را، تبعات بسیار جانكاه خودش را در جوامع بشرى به وجود آورده: مسئله‌ى سست شدن بنیان خانواده - گزارشهاى تكان‌دهنده‌اى كه یك نمونه‌اش را یكى از خانمهاى محترم اینجا اشاره كردند - مسئله‌ى آمار گریه‌آور و تأسفبار تجارت زنان. امروز در دنیا طبق گزارشى كه داده شده است - كه این گزارش به نظرم گزارش سازمان ملل است؛ گزارش یك مركز رسمى است - سریع‌الرشدترین تجارتهاى دنیا، تجارت زنان و قاچاق زنان است. بدترین كشورها هم در این زمینه، چند تا كشورند؛ از جمله رژیم صهیونیستى است. زنان و دختران را با عنوان پیدا كردن كار و عنوان ازدواج و این حرفها، از كشورهاى فقیر، از آمریكاى لاتین، از برخى كشورهاى آسیا، از برخى كشورهاى فقیر اروپا جمع میكنند و میبرند آنها را در شرائط بسیار سختى تحویل مراكزى میدهند كه انسان از تصور آنها و نام آنها تنش میلرزد. همه‌ى اینها مبتنى است بر این نگاه غلط، این نامعادله‌ى ظالمانه در مورد جایگاه زن در جامعه. پدیده‌ى كودكان نامشروع - كه بالاترین آمار كودكان نامشروع هم در آمریكاست - پدیده‌ى زندگى‌هاى مشتركى كه بدون ازدواج انجام میگیرد؛ یعنى در حقیقت نابود كردن كانون خانواده و محیط گرم و صمیمى خانواده و بركات خانواده، محروم كردن بشر از این بركات، اینها همه ناشى از مشكل اول است؛ باید براى این، یك فكرى كرد. باید جایگاه زن را تعریف كرد و در مقابل منطق هوچیگرانه‌ى غربى بجد ایستاد.

 
من یك وقتى گفتم؛ از من سؤال كردند كه شما در مقابل آنچه كه غربى‌ها درباره‌ى مسئله‌ى زن در كشور میگویند، چه دفاعى دارید؟ من گفتم: ما دفاع نداریم، ما هجوم داریم! ما در مسئله‌ى زن، از غرب طلبگاریم؛ ما مدعى غربیم؛ آنها هستند كه دارند به زن ظلم میكنند، زن را تحقیر میكنند، جایگاه زن را پائین مى‌آورند؛ به اسم آزادى، به اسم اشتغال، به اسم مسئولیت دادن، آنها را مورد فشارهاى روحى، روانى، عاطفى و اهانت شخصیتى و شأنى قرار میدهند؛ آنها باید جواب بدهند. جمهورى اسلامى در این زمینه یك مسئولیتى دارد. جمهورى اسلامى در مسئله‌ى زن باید به طور صریح و بدون هیچ مجامله، حرف خودش را - كه عمدتاً اعتراض به نگاه غربى و این نامعادله‌ى ظالمانه‌ى غربى است - بگوید. با این نگاه، آن وقت مسئله‌ى حجاب، مسئله‌ى نوع ارتباط زن و مرد، همه معنا پیدا میكند. این یك مسئله است.

 
مسئله‌ى بعدى - كه در قضیه‌ى زن مشكل دومى است - مسئله‌ى خانواده است. نظر اسلام در باب خانواده و جایگاه زن در خانواده، نظر خیلى روشنى است. «المرأة سیّدة بیتها»؛(1) بزرگ خانه، زن خانه است؛ این از پیغمبر اكرم است. جایگاه زن در خانواده، همانى است كه در گفتارهاى گوناگون ائمه (علیهم‌السّلام) آمده: «المرأة ریحانة و لیست بقهرمانة».(2) در تعبیرات عربى، قهرمان یعنى كارگزار، پادو، یك خدمتگزار محترم. میفرماید: در داخل خانه، زن قهرمانه نیست؛ ریحانه است، گلِ خانه است. خطاب به مردان میفرماید: بهترین شما كسانى هستند كه بهترین رفتارها را با همسرانشان دارند. اینها نظرات اسلام است و از این قبیل الى ماشاءاللَّه وجود دارد. ولى در عین حال تحقق خواسته‌ى اسلام در خانواده، یك امرى است كه با این بیانات تمام نمیشود، حل نمیشود؛ احتیاج به پشتوانه‌ى قانونى، پشتوانه‌ى اجرائى و ضمانت اجرائى دارد؛ و این كار باید انجام بگیرد. این كار در طول سالهاى متمادىِ گذشته انجام نگرفته است. خانواده‌هائى كه متدین بودند، مردانى كه از اخلاقِ خوب برخوردار بودند و پایبندى‌هاى شرعى داشتند، ملاحظاتى كردند؛ اما در مواردى كه این خصوصیات نبوده، این ملاحظات نشده؛ به زن در داخل خانواده ظلم شده.

 
البته اینجور نیست كه ما فكر كنیم غربى‌ها در این زمینه از ما جلویند؛ ابداً. بنده آمارهاى زیادى دارم، این خانم محترم هم آمارهائى را ذكر كردند؛ وضع داخلى خانواده‌هاى غربى از لحاظ مظلومیت زن و از لحاظ عدم رعایت حقوق زن، از وضع خانواده‌هاى اسلامى و ایرانى و شرقى یقیناً بدتر است؛ بهتر نیست، اگر بدتر نباشد؛ در مواردى حتماً بدتر است. ما به آنها كه نگاه نمیكنیم، آنها كه الگوى ما نیستند. ما در محیط خانواده كمبودهاى زیادى داریم؛ احتیاج دارد به پشتوانه‌ى قانونى، به تضمین قانونى، به تضمین اجرائى؛ و این باید تحقق پیدا كند. این مسئله از جمله‌ى عرصه‌ها و میدانهائى است كه در داخل كشور در این زمینه كم كار شده و باید كار شود.

 
از لحاظ نظر اسلام و متون اسلامى هم در این بخش از مسئله هیچ كمبودى وجود ندارد. ما مى‌بینیم گاهى اوقات كسانى كه منتقد تفكرات اسلامى هستند، سر قضیه‌ى ارث و دیه و این چیزها اشكال میكنند، در حالى كه اشكالها وارد نیست؛ آنها پاسخهاى منطقى و قوى دارد. اما در زمینه‌ى رفتارهاى داخل خانواده، متأسفانه غالباً به غفلت گذرانده میشود؛ در حالى كه نظر اسلام، نظر كاملاً روشنى است. محیط خانواده براى زن باید محیط امن، محیط عزت و محیط آرامش خاطر باشد تا زن بتواند آن وظیفه‌ى اساسى خودش را - كه همین حفظ خانواده است - به بهترین وجهى انجام دهد.

 
در مورد نگاه اسلام به زن بحثهاى زیادى شده است، ما هم بارها گفتیم. من مكرراً عرض كردم كه نمونه براى انسان مؤمن و مرضى الهى، و انسان كافر و مردود درگاه پروردگار در قرآن، زن مطرح شده؛ این چیز جالبى است. قرآن وقتى میخواهد براى انسان خوب و انسان بد نمونه ذكر كند، هر دو را از زنان انتخاب میكند: «ضرب اللَّه مثلا للّذین كفروا امرأة نوح و امرأة لوط».(3) قرآن دو زن را به عنوان «مثل»، یعنى نمونه و نماد زنانِ بد معرفى میكند؛ همسر نوح و همسر لوط. بعد نقطه‌ى مقابل: «و ضرب اللَّه مثلا للّذین امنوا امرأة فرعون».(4) به عنوان نماد زن خوب، زن برتر و زن مؤمن، دو نفر را معرفى میكند: یكى همسر فرعون است، یكى هم حضرت مریم است؛ «و مریم ابنت عمران الّتى احصنت فرجها».(5) جالب این است كه هر چهار تاى این زنها خوبى و بدى‌شان مربوط به محیط خانواده است. در مورد آن دو زن بد - «امرأة نوح و امرأة لوط» - میفرماید: «كانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین فخانتاهما»؛(6) این دو زن به همسرانشان - كه دو پیغمبر عالى‌شأن و عالى‌مقام بودند - خیانت كردند. مسئله، مسئله‌ى خانواده است. موضوع آن دو زن دیگر هم مربوط به خانواده است؛ اوّلى كه زن فرعون است، ارزش و اهمیت او این است كه یك پیغمبر اولوالعزم را، یك موساى كلیم‌اللَّه را در آغوش خود پرورش میدهد و به او ایمان مى‌آورد و به او كمك میكند؛ لذا فرعون از او انتقام میگیرد. مسئله، مسئله‌ى درون خانواده است با این تأثیر و شعاع عظیم كارى كه او كرده است، كه یك موسائى را تربیت كرده. در مورد حضرت مریم هم همین جور است: «الّتى احصنت فرجها»؛ ناموس خود را حفظ كرد، عفت خود را حفظ كرد. این نشان‌دهنده‌ى این است كه در محیط زندگى حضرت مریم (سلام اللَّه علیها) عواملى وجود داشته كه میتوانسته است تهدیدكننده‌ى عفت و ناموس یك زن عفیف باشد و او توانسته مبارزه كند. بنابراین همه‌اش ناظر به همین جنبه‌هاى مهمى است كه عرض شد؛ جنبه‌ى خانواده و مسئله‌ى شأن زن در جامعه. بنابراین مسئله، مسئله‌ى مهمى است.

1) نهج‌الفصاحة، ص 614

2) نهج‌البلاغه، نامه‌ى‌31

3) تحریم: 10

4) تحریم: 11

5) تحریم: 12

6) تحریم: 10




  طبقه بندی: سخنان حضرت آیه الله خامنه ای ، 





Powered by WebGozar