حضرت علی علیه السلام می فرمایند: « همه كارهاى نیك و جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منكر بیش از قطره اى [آب دهانى] در برابر دریاى خروشان نیست. » (نهج البلاغه ، ح 366، ص 921)

  

امر به معروف و نهی ازمنکر ضربان قلب تپنده امت اسلام

الذین إن مکناهم فی الأرض أقاموا الصلوه و آتوا الزکوه و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر

خبرگزاری فارس:در دو دهه اخیر، مسئله حجاب و عفاف همواره یكی از دغدغه‌های مهم دینى، فرهنگی و اجتماعی بوده كه گاه مورد توجه دستگاه‌ها و نهادهای دولتی و عمومی قرار گرفته است.در این میان، رسانه‌های جمعی اعم از دیدارى، شنیداری و مكتوب، نقش انكارناپذیری در ترویج یا تضعیف فرهنگ حجاب و عفاف در سطح عموم داشته‌اند.


اشاره
در دو دهه اخیر، مسئله حجاب و عفاف همواره یكی از دغدغه‌های مهم دینى، فرهنگی و اجتماعی بوده كه گاه مورد توجه دستگاه‌ها و نهادهای دولتی و عمومی قرار گرفته است.

به همین دلیل، صاحب نظران، كارشناسان و پژوهشگران سعی كرده‌اند درباره این موضوع از ابعاد مختلف فقهى، كلامى، جامعه‌شناسى، روان‌شناسى، حقوقى، سیاسی و حتی اقتصادی به تحقیق و اظهار نظر بپردازند. در این میان، رسانه‌های جمعی اعم از دیدارى، شنیداری و مكتوب، نقش انكارناپذیری در ترویج یا تضعیف فرهنگ حجاب و عفاف در سطح عموم داشته‌اند.

به جرئت می‌توان گفت مسئله حجاب و عفاف زنان از معدود مسائلی است كه رسانه‌های داخلی بدون هیچ‌گونه طرح مدوّنی به آن پرداخته‌اند و بیشتر دچار سردرگمی گردیده‌اند. بعضی اوقات دفاع و پرداخت به شیوه نادرست، آثار منفی برجای گذاشته و موجب سوء استفاده بیشتر شده است. نمونه آشكار و بزرگ آن رسانه ملی است كه كاملاً مشهود است؛ در این موضوع برنامه مدونی ندارد و گاهی دچار تناقض می‌شود.

در این مقاله كوتاه در پی پاسخ به سه پرسش اساسی هستیم:

1. جایگاه حجاب و عفاف در فرهنگ اسلامی چیست؟

2. آسیب‌ها و مشكلات رسانه‌ها در این خصوص، چگونه است؟

3. سیاست‌ها و راه‌كارهای ترویج آن كدام است؟


1. جایگاه حجاب و عفاف در فرهنگ اسلامى
عفاف و پاكدامنی از آشكارترین نشانه‌های زندگی و سلامت جامعه اسلامى، و حجاب اسلامی یكی از مهم‌ترین نمادهای تمایز آشكار میان جوامع اسلامی و غیر اسلامی به شمار می‌رود. در پرتو رعایت حجاب و التزام به عفاف است كه شخصیت انسانی زن حفظ و زمینه‌های رشد و تكامل زن و مرد در ابعاد مختلف فراهم می‌شود. در پرتو حجاب، پیوندها و علایق خانوادگی استحكام و دوام می‌یابد، امنیت و آرامش روحی و روانی به وجود می‌آید و حضور سالم و كارآمد زنان كه نیمی از پیكره جامعه را تشكیل می‌دهند، در ابعاد گوناگون سیاسى، اجتماعى، فرهنگى، اقتصادی و ... تضمین می‌شود. شاید به همین سبب باشد كه «حجاب» از ضروریات دین اسلام به شمار آمده است.

بسیاری از پژوهشگران و اندیشمندان حوزه دین و اجتماع، یكی از ریشه‌های مهم مشكلات و نابسامانی‌های جوامع را، فقدان یا ضعف حیا و عفاف می‌دانند و در نگاه كلى، می‌توان اساسی‌ترین علل فساد و نابودی جوامع و انحراف از مسیر اصیل و ناب پیامبران الهی را، یكی فراموش كردن عبادت و عبودیت و دیگری پیروی از شهوات نام برد، كه هر دو با بی‌بند و باری جنسی و كنار گذاردن حیا و عفاف و نماد روشن آن؛ یعنی حجاب، ارتباط مستقیم دارد. قرآن كریم می‌فرماید:

( فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصّلاةَ وَ اتّبَعُوا الشّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیّا) [1]؛

«آنگاه پس از آنان جانشینانی به جای ماندند كه نماز را تباه ساختند و از هوس‌ها پیروی كردند و به زودی سزای گمراهی خود را خواهند دید».

بدین سان، اقوامی كه از دین خدا و آموزه‌های وحیانی پیامبران خود اطاعت نكردند و به جای آن، پیروی از شهوات را كه در رأس همه آنها شهوات جنسی و فساد اخلاقی است، برگزیدند، همواره محكوم به هلاكت و نابودی بوده‌اند.

در دوره اسلامی نیز به گواهی تاریخ، یكی از عوامل مؤثر در افول حكومت مسلمانان در اندلس، رواج می‌گسارى، زن‌بارگی و خریداری كنیزكان آوازه‌خوان و در یك كلام، رواج بی‌بندوباری جنسی و به فراموشی سپرده شدن ارزش‌های اسلامی همچون: حجاب، عفاف، حیا و ... از سوی فاتحان این سرزمین بود.[2]

تاریخچه ورود سكس و برهنگی به زندگی بشر
پیشینه رواج برهنگی و سكس، عمدتاً به دوره شكل‌گیری رنسانس در اروپا و فراگیرشدن آن در نقاط مختلف و صنعتی شدن اروپا و به وجود آمدن وسایل ارتباطی پیشرفته باز می‌گردد كه حیا، عفت، پوشش، پاكدامنی و در نهایت پارسایى، اندك اندك از جامعه انسانی فاصله گرفت. این تحول نه تنها سبب جدایی انسان غربی از ارزش‌های الهی و معنوی شد، بلكه به دلیل تفوق و تسلط غرب، رفته رفته فرهنگ برهنگی به ویژه از طریق هنر و ادبیات در فرهنگ دیگر ملل، رسوخ كرد كه می‌توان از سینما به عنوان یكی از مهم‌ترین ابزارهای ترویج برهنگی در غرب و كشورهای دیگر نام برد.

بدین ترتیب، كم كم عشق، جای خود را به سكس داد و هنر كه ترجمان عالم معنا بود، تبدیل به آینه دنیای صورت شد و در این میان سینما كه «هنر هفتم» نام گرفته بود، آینه تمام نمای ابتذال گردید. سرمایه‌داران نیز سینما را با سكس پیوند دادند و تلویزیون هم سینما را هر شب، به همه خانه‌ها به ارمغان برد. متأسفانه در كشور اسلامی ما نیز تلویزیون مهم‌ترین رسانه ملى، پیش از انقلاب در فضای فرهنگى كاملاً الهام گرفته از فرهنگ غرب، ظهور كرد و همان نگاه ابزاری سینمای غرب به زن، به تلویزیون ایران نیز انتقال یافت.

با پیروزی انقلاب اسلامی و تحولات عمیقی كه در سیاست كلان كشور و فرهنگ عمومی مردم پدید آمد، رسانه ملی نیز دستخوش تغییر شد و عمده مظاهر فساد و برهنگی از صفحه تلویزیون كنار رفت و فعالیت‌های هنری و نمایشی به دور از ابتذال آغاز شد و گسترش یافت. ولی نكته مهمی كه از آن غفلت شد، روش‌ها و ابزارهای رسانه در زمینه چگونگی جذب مخاطب و اثر گذاری بیشتر بر او بود كه دچار تغییر چندانی نشد و كار اساسی صورت نگرفت. از این رو، به تدریج در تلویزیون شاهد ورود سكس پنهان بودیم، به این معنا كه برخی فیلم‌سازان كه با ممنوعیت استفاده از ظاهر و جذابیت‌های زنانه روبه رو شدند، برای جبران این خلأ و به جهت جذب مخاطب و فروش و سود بیشتر، به فاكتورهایی همچون: محوریت زیبایی چهره در انتخاب بازیگر، به ویژه بازیگران جوان، پوشش‌های تنگ و نامناسب در عین حفظ حدود شرعی حجاب گر چه به تدریج به بهانه‌ها و به شیوه‌های مختلف حدود الزامی حجاب نیز نادیده گرفته شده است[3] ، به تصویر كشیدن روابط آزاد و صمیمانه زن و مرد در قالب همكار، دوست، همسایه و ...، طرح عشق‌های آتشین به دنبال یك نگاه، آرایش‌های غلیظ و محرك به بهانه‌ گریم، استفاده از چهره‌های جذاب و بدون حجاب بازیگران خارجی در سریال‌های ایرانی و ضبط بخش‌هایی از فیلم‌ها در فضای عمومی كشورهای غرب‌زده كه اخیراً مرسوم شده است روی آوردند و بدین ترتیب تلویزیون به عنوان رسانه تصویری عمومی و اثرگذار، در برخی موارد به یكی از عوامل ایجاد ناهنجاری در حجاب بانوان و عفاف در سطح عموم تبدیل شد و همین امر بهانه‌ای گردیده است تا مخالفان حجاب، عملكرد تلویزیون را به عنوان شاهد استدلال‌های خود به رخ بكشند.

2. آسیب‌ها و مشكلات[4]
ضمن سپاس از تلاش‌هایی كه تا كنون از سوی رسانه‌ها در خصوص حجاب و عفاف انجام پذیرفته است، اما به نظر می‌رسد برای ترویج آن باید گام‌های بیشتری برداشته می‌شد كه به عللی از انجام آن بازمانده‌اند و این، خود نیازمند آسیب‌شناسی جدی و دقیق است.

1. یكی از مهم‌ترین آسیب‌ها و مشكلات این است كه در ساختار مدیریتی رسانه‌ها، همه چیز بخش‌بندی شده و بخش معارف دینی یا مناسبت‌های دینی در عرض و كنار بخش‌ها و گروه‌های دیگر قرار دارد، به ویژه در رسانه ملى؛ در حالی كه دیدگاه دینی باید بر تمام بخش‌های رسانه دیدارى، شنیداری و نوشتارى، حاكم باشد. رسانه نخست باید تلقی درستی از دین و مفاهیم دینی داشته باشد تا بتواند مثلاً حجاب را كه بخشی از دین است، به شیوه‌های مختلف و به شكل شایسته برای مردم تبیین كند.

بنابراین جداسازی برنامه‌‌های دینی و معارفی از سایر برنامه‌های جذاب و سرگرم‌كننده، آسیب جدّی در رسانه است. به عنوان مثال، رسانه ملی با تأسیس شبكه قرآن یا رادیو معارف، گویا به تعهد دینی خود عمل كرده است.گر چه این امر در جای خود ارزشمند و قابل تقدیر است، ولی باعث شده است كه در شبكه‌های دیگر به مباحث معرفتی كمتر توجه شود.

2. سطحی‌نگری و بسنده كردن به مطالب صرف علمی و خشك و سهم ناچیز هنر و ادبیات، باعث می‌شود كه القای معارف بدون جذابیت لازم صورت گیرد. از این رو، بخش عمده‌ای از برنامه‌های رسانه‌ها برای سطح تحصیل كرده جامعه قابل استفاده است؛ در حالی كه عمده كسانی كه حجاب را رعایت نمی‌كنند، حاضر به تحقیق و تعقل درباره این موضوع نیستند و بیشتر باید غیرمستقیم مورد خطاب قرار گیرند. و یا در برنامه‌ها، نوعی سطح‌نگری و ساده‌انگاری وجود دارد.

3. یكی دیگر از اشكالات مهم و عمده رسانه‌ها در زمینه حجاب، ضعف برنامه‌ریزی دقیق و هماهنگ و عدم اهتمام جدی به ترویج فرهنگ عفاف و پوشش اسلامی است. در یك كلام انسان نمی‌تواند مسئله حجاب را به عنوان جریان فرهنگى در رسانه‌ها پی‌گیری كند. هر چه هست، كار مقطعی است كه به مناسبت‌هایی مثل ماه رمضان، تابستان و .... آن هم بسیار سطحی مطرح می‌شود. بدیهی است فرهنگ سازی یك ارزش و هنجار دینی یا اجتماعى، نیاز به برنامه مدوّن و جریان‌سازی مناسب دارد، والاّ ممكن است نه تنها تأثیرگذار نباشد، بلكه موجب دلسردی و دلزدگی شود.

4. اگر برنامه نسبتاً مدوّن و سیاست اصولی نیز در دستگاه‌ها و رسانه‌ها وجود داشته، تا كنون این‌ سیاست‌ها كمتر ضمانت اجرایی داشته‌اند؛ به خصوص محصولات رسانه ملی كه عملاًٌ جذاب‌ترین و پرمخاطب‌ترین رسانه‌است، عمدتاً بر اساس طرح‌ها و ایده‌های سلیقه‌ای و شخصی برنامه‌سازان تهیه شده‌اند.

در رسانه‌ ملى، حرف آخر را نویسندگان و سازندگان برنامه‌ها می‌زنند و تشكیلاتی هم برای هدایت و ارزیابی مسئولیت آنان وجود ندارد. شاید بتوان گفت سیاست‌های سیما در زمینه عفاف و حجاب مشخص است، ولی این سیاست‌ها به بخش تولید برنامه‌ها راه نیافته‌اند؛ در نتیجه انتقادها و پیشنهادها در این زمینه بی‌پاسخ مانده‌اند.

5. تهران محور بودن رسانه‌ها در این زمینه و بسیاری از مقولات فرهنگى اجتماعى، از دیگر آسیب‌هاست. رسانه‌ها از جمله صدا و سیما، معمولاً تهران را محور برنامه‌سازی خود قرار می‌دهند. در بسیاری موارد این مسئله باعث می‌شود كه روند تغییر برخی از هنجارها به ناهنجارها و ارزش‌ها به ضد ارزش‌ها در كل كشور تسریع شود. در واقع تهران به دلیل شرایط خاص، بسیار سریع‌تر در معرض ناهنجاری‌ها از جمله «بدحجابی» قرار می‌گیرد و چون محور برنامه‌های رسانه‌ها تهران است، فضای حاكم بر شهر تهران به دیگر شهرها منتقل می‌شود.

6. جداسازی حجاب از عفاف و حیا، یكی از آسیب‌های دیگر است. وقتی صرفاً محور مباحث حجاب باشد و نه عفاف، آنچه از آموزش‌ها و برنامه‌های تبلیغی رسانه حاصل می‌شود، آن چیزی نیست كه قلب و ذهن را تحت تأثیر قرار دهد. «عفت» حالتی نفسانی و درونی است كه با فطرت انسانی سازگار است و یكی از نمادهای آن، حجاب است كه به عفاف و حیا صورت و شكل می‌دهد و حتی گاهی در عمل، عفت كه حالت نفسانی و درونی است، با حجاب به تعارض می‌رسند.

به عنوان مثال، چادر یك نَه بزرگ به نامحرمان است. لذا عقلاً نمی‌توان پذیرفت كه خانمی چادر به سر كند، ولی در عین حال رفتارهای باز، مراودات مستمر و طولانی مدت و ارتباطات سهل الوصول با نامحرمان را داشته باشد. چگونه است كه مجریان یا بازیگرانی كه چادر دارند، در عین داشتن حجاب، روابط غیرمتعارف و غیر شرعی با نامحرمان را دارند؛ مانند گپ زدن با میهمانان مرد برنامه‌ها و همكاران تلویزیونى، هم‌صحبت‌شدن طولانی با مردان نامحرم در نقش‌های مقابل، یكی به دو كردن‌ها، شوخی‌ها و گفتن حرف‌های شبه عاشقانه و حتی عاشقانه و عاطفى؟ معلوم نیست خانمی كه در ارتباطات كلامى و غیركلامی خود، به حداقل هنجارها و عفاف قناعت می‌كند، چگونه در گزینش نحوه پوشش، حجاب حداكثری را برمی‌گزیند؟[5]

7. امروزه اكثر نشریات عمومی در طرح‌های روی جلد یا صفحات حساس و پرخواننده و نیز در كتاب‌ها و از همه مهم‌تر برخی برنامه‌های نمایشی تلویزیون، سینما و تئاتر به روال نشریات و فیلم‌سازان خارجى، برای جذب مخاطبان از تصاویر زنان زیبا با آرایش‌های تند و غلیظ بهره‌ می‌گیرند و آن دسته از نشریاتی كه تا حدودی می‌خواهند حرمت نگه دارند، از تصاویر دختران خردسال و غیربالغ ولی با آرایش‌های زنانه استفاده می‌كنند.

این نوع نگاه ابزاری به زن، كه حقیقتاً با روح حجاب و عفاف كاملاً مغایر است، در واقع بازگشت خزنده و پنهان و كم‌رنگ همان رسانه‌های قبل از انقلاب و خارجی است.

8. غالباً در داستان‌ها، رمان‌ها، تصاویر، فیلم‌ها و سریال‌ها، نقش‌های منفی و مشاغل سطح پایین جامعه مانند مستخدمه و ... برای زنان چادری اختصاص می‌یابد، ولی زنانی كه حجاب كاملی ندارند، به عنوان زنان تحصیل‌ كرده، موفق، مؤثر و اجتماعى قلمداد می‌شوند. طبق ارزیابی به عمل آمده از ابتدای سال 1380 تا پایان سال 1383 در سریال‌های تلویزیونی در 56 سریال، پوشش چادر، تحقیر یا تضعیف شده است؛ بدین شكل كه پوشش چادر اختصاص به زنان فقیر، بی‌سواد، مستخدمه، سالخورده و زنان درمانده مانند زنان بیوه و همسر مردان معتاد نشان داده شده یا از آن به عنوان پوششی برای حضور در قبرستان، مجالس عزا، زندان و غیره استفاده شده است!

3. سیاست‌ها و راه‌كارها
در بعضی از مباحثی كه ذكر كردیم، به سیاست‌ها و راه‌كارها نیز اشاره شد. در اینجا موارد دیگری را یادآور می‌شویم:

الف) سیاست‌ها
تبیین سیاست‌ها و برنامه‌های شوم دشمنان در ارتباط با شكستن حریم عفاف و حجاب؛

تبیین و تشریح آثار مثبت عفاف و حجاب و حیا و آثار زیان‌بار نادیده گرفتن آنها؛

ترغیب نهادهای دولتی و مردمی به رعایت عفاف و حجاب از درون خود؛

تبیین صحیح الگوی ارتباط با زنان و مردان در اجتماع، به ویژه دوستی‌های دختران و پسران و پیامدهای نامطلوب ارتباط ناصحیح؛

ارائه و ترویج الگوهای مطلوب و جذاب حجاب و عفاف؛

ارائه آمارها و مستندات از كشورها و جوامع بی‌بند و بار و آثار سوئی كه گریبان‌گیر آنان شده است، به ویژه جوامع غربى؛

تهیه گزارش‌های مستند و مناسب از وضعیت بی‌حجابی و آثار سوء اجتماعى، فردی و خانوادگی كه بر بعضی از افراد بدحجاب گذاشته است.

ب) راه‌كارها
تعریف و تبیین محدوده حجاب و عفاف برای مدیران و دست‌اندركاران رسانه‌ها، به ویژه صدا و سیما و نشریات مختص زنان، خانواده و جوانان؛

تربیت نیروهای كارشناس در بحث حجاب و عفاف و امور بانوان از میان كارآمدترین نیروهای رسانه‌ها؛

تشویق و ترغیب مدیران كلان و میانی رسانه‌ها به حساسیت در برابر بدحجابى، هم در میان كاركنان و هم محتوای مطالب رسانه‌‌ای خود؛

برگزاری نشست‌ها و همایش‌ها برای دست‌اندركاران رسانه‌ها؛

تشكیل ستاد برنامه‌ریزی و اجرایی برای نهادینه كردن موضوع حجاب و عفاف در رسانه‌ها و رصد كردن این موضوع در جامعه؛

تهیه گزارش‌های مستند و منتقدانه از عملكرد دستگاه‌های مربوط؛

عدم استفاده از تصویر زنان بدحجاب و دختران زیباروی با آرایش غلیظ در مطبوعات و صدا و سیما؛

عدم پخش فیلم‌های محرك و مهیج كه زنان بدحجاب نقش‌های اصلی را دارا هستند؛

عدم شخصیت‌پردازی و الگوسازی از زنان هنرپیشه ایرانی كه معمولاً فسادهای دیگر در گذشته و حال خود دارند.

استفاده از پوشش‌های سنتی و غیر محرك در تصاویر و فیلم‌ها؛

تبیین استدلالی احكام شرعی حجاب و عفاف (مستند به قرآن و روایات و سیره معصومان:)؛

تبیین علل و ریشه‌های شیوع بدحجابی در جامعه و نقش عوامل مختلف خصوصاً رسانه‌هایی چون: اینترنت، ماهواره و ... در تضعیف حجاب و فرهنگ عفاف؛

تبیین مقام، كرامت و منزلت زن؛

پوشش خبری مناسب از برنامه‌های جشن تكلیف دختران در سراسر كشور؛

تهیه و انتشار ویژه‌نامه‌های جذاب برای اشاعه فرهنگ حجاب.

پی‌نوشت‌ها
1 . مریم/59.

2 . فرهنگ و تمدن اسلامى، علی اكبر ولایتى، قم، دفتر نشر معارف، 1384ش، ص146

3 . یكی از علل عمده در خطای دست‌اندركاران و متولیان رسانه‌های تصویری و شنیدارى، برداشت سطحی از مفهوم حجاب و مفاهیم مرتبط با آن از جمله: عفاف، حیا، خلوت، تبرّج، اختلاط و .. می‌‌باشد كه به عمق این مفاهیم و مصادیق و نمادهای آن شناخت ندارند.

4 . ر.ك: فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگى، غلامعلی حداد عادل، تهران، سروش، 1374ش.

5 . مقاله «خانم‌های چادری سیما»، علی جعفرى، ماهنامه تخصصی خانه هنر و اندیشه، رواق اندیشه، س6، ش62، ص 34.

منبع: سایت عفاف

انتهای پیام/
به نقل از فارس



  طبقه بندی: امر به معروف در جامعه ،  مصداق های امر به معروف و نهی از منکر ،  شیوه های موثر امر به معروف ونهی از منکر ، 





Powered by WebGozar